| |
| چهارشنبه 26 شهریور ماه سال 1382 |
|
تو اگر در طپش باغ خدا را دیدی ! همتی کن و بگو ماهیها ؛ حوضشان بی آب است .
(( سهراب سپهری )) |
|
| |
| پنجشنبه 20 شهریور ماه سال 1382 |
|
فردا که برخیزم ازتپه روبرو سرازیر خواهی شد به آنسوی دامنه. و پنجره ام برای ابد گشوده خواهد ماند. سپیده که سر بزند ؛ نخستین روز روزهای بی تو آغاز خواهد شد . همیشه دلهره گمشدنت را داشتم. یقین دارم از خواب که برخیزم تو رفته ای و زمین دیگرگونه می چرخد.
((منوچهر آتشی )) |
|
| |
| پنجشنبه 20 شهریور ماه سال 1382 |
|
سلام اول میخواستم از تمام بچه هایی که نظر میدن تشکر کنم . اگر هم آدرس وبلاگ میدید من حتما میرم میخونم ولی چون وقت ندارم به صورت offline میخونم. پس اگه نظر نمیدم معنیش این نیست که وبلاگ شما رو نمیخونم. بعدش هم یه مطلب رو میخواستم بگم . این نوشته هایی که توی وبلاگ است ؛ اگر مال کسی باشه اسم نویسنده یا شاعر رو هم مینویسم و اونهایی رو هم که اسم نمینویسم ؛ نویسنده اش خودم هستم یا اون اشعاری که بدون اسم شاعر است رو خودم سرودم .
سبز باشید . (( آرش )) |
|
| |
| پنجشنبه 20 شهریور ماه سال 1382 |
|
هرگز از مرگ نهراسیدم اگر چه دستانش از ابتذال شکننده تر بود هراس من همه باری از مردن در سرزمینی بود (( که مزد گور کن ؛ از آزادی آدمی افزون باشد ))
زنده یاد احمد شاملو |
|