| |
| پنجشنبه 22 اردیبهشت ماه سال 1384 |
|
اندکی بدی در نهاد تو اندکی بدی در نهاد من اندکی بدی در نهاد ما ... و لعنت جاودانه بر تبار انسان فرود میآید . آب ریزی کوچک به هر سراچه - هرچند که خلوتگاه عشقی باشد - شهر را از برای آنکه به گنداب در نشیند ؛ کفایت است ..
شاملو - آیدا : درخت و خنجر و خاطره |
|
| |
| شنبه 10 اردیبهشت ماه سال 1384 |
|
سردمه .. مثه جنازه لورکا تو اون شب بارونی در گرانادا .. یه نایلکس به من بدین .. دسته دار باشه لطفا .. میخوام همه ی تهوع ام رو بریزم توش تا همه جا همرام باشه .. آره همه جا .. مثه همه ی این کابوسای متبرک ملعون !! مثه این سردرد لعنتی .. مثه فکر تو .. مثه نفرت از این وطن .. نه مثل اون «بامداد» پیر به خاطر مردمانش بلکه به خاطر همه چیزش .. نه ؛ اشتباه نکن .. بال نمیخوام .. ترجیح میدم که مثه موش کور زمین رو بکنم و به راهم پیش برم تا اینکه پرواز کنم .. ولی لطفا از من نخواه که در وطن کثیفم روی زمین راه برم .. ببین میدونی چیه ..اینجا در وطن من همه فیلسوفن .. آره .. قیافه ات به متفکر ها میخوره .. بذار فک کنم ببینم کی هستی ؟؟ آها فهمیدم .. جان استوارت میل ؟؟ ... همممم .. نیکولو ماکیاولی ؟؟ .... ابوالفضل عباس ؟؟ !! مرغ همسایه ؟؟
نه .. تو یه آشغال کثافت ایرانی هستی .. اگه بخوای میتونم یادت بدم که چطوری میشه گاز گرفت .. فقط همرام بیا .. !! |
|
| |
| سه شنبه 6 اردیبهشت ماه سال 1384 |
|
وقتی پروازت ساعت ۱۱ شب باشه و تازه ساعت ۱۲:۳۰ شب بهت بگن پرواز ۶ ساعت تاخیر داره و ۵ صبح بلند میشه ؛ و تو تا صبح تو فرودگاه به فاک بری ؛ اونوقت نباید تمایل داشته باشی که یه اتفاق جالبی برای خواهر و مادر مسئولین محترم هما بیفته ؟؟
ز.م ۱ : مهمونداره هم شام آورد هم صبحونه هر کی هر چی میخواس ور میداش فک کنم یه ذره بیشتر قیافتم قاطی بود خانوم هم میاوردن !!
ز.م ۲ : Sleep (Dwn) DOGingness !! (Up) Dep ++ ... maybe Just should Fuckup |
|
| |
| یکشنبه 4 اردیبهشت ماه سال 1384 |
|
حسم مثه وقتیه که پینوکیو سراغ سکه های چال شده اش رفته بود .. کسی نمیدونه فرشته مهربون کجاس ؟؟ |
|