با همه گرسنگی قافیه بازیم هنوز
ساربان رفته و در فکر جهازیم هنوز
بت پرستیم ولی رو به حجازیم هنوز
عمر آخر شد و در سوز و گدازیم هنوز
سنگسار شب تار و درازیم هنوز...
شبهه خواران ستم پیشه وفا بشکستند
رهزنان دل و دین ، دست حقیقت بستند
گر نه بر شیوه ی حق ، از ره ناحق رستند
بلبلان همره مرغان مهاجر رفتند (*)
ما بر آنیم که با خار بسازیم هنوز...
عاشقان قبض شده ، مسخ شده ، دلسردند
سربدارند که در طعنه ی هر نامردند
حجله آراسته از خنجر و خون و دردند
نو عروسان به دو نان عشوه به دونان کردند !!
چشم بد دور که دلبسته ی نازیم هنوز...
رفت تاراج ، دل آنکه محبت اندوخت
چشم در چشم چنین مردم بی ایمان دوخت
گرگ ما گله دری از سگ چوپان آموخت !!
برق غیرت دل شمع و پر پروانه بسوخت
چشم بستیم که در راز و نیازیم هنوز ...
سنگدل بدگهران بی هنران هم ، دردند
نوگلان سیلی سختی ز زمستان خوردند
پریان دشنه به دل در تب دریا مردند
رهزنان آینه از خانه ی ایمان بردند
خوشدلانیم که مشغول نمازیم هنوز ...
مستی از چشم جدایی نکند پس چه کند ؟!
عاشق از خویش رهایی نکند پس چه کند ؟!
اشک در چهره خدایی نکند پس چه کند ؟!
کرکس ار میل همایی نکند پس چه کند ؟!
ما که از کاهِ خسان ، کوه بسازیم هنوز ...
نازنین شیوه بجز شیوه ی چشمان تو نیست
غزلی جز غزل عشق به دیوان تو نیست
رقم مهر و وفا بر سر پیمان تو نیست
درد این غم بتر از غصه ی هجران تو نیست
عاشقانیم ... بسوزیم و بسازیم هنوز ...
(*) : ظاهرا جوونای تازه کار قبل از یاد گرفتن وزن و قافیه ، شعر میگن ... آره خب !!
------------------------------------------------------------------------
After Publish : (( چهارشنبه سوری )) رو دیدم .. اگه اسم کارگردانش رو نمیدونستم فکر میکردم که تهمینه میلانی بوده که به این خوبی از خجالت آقایون در اومده !! دمت گرم آقای فرهادی !! ولی یادت باشه همه ی آقایون مثه فیلمت ...کش نیستن ... پیشنهاد میکنم یه تجدید نظری توی رفیقات بکن !!
|