تمام خیابانها را متر به متر قدم زدم ؛
مبادا خاطره ات را جایی جا گذاشته باشم و با خود نبرم ..
تهران - فروردین 1385
مولوی کسل ... مجسمه های فقر ..
کجای تاریخ «مولوی» به « اعدام » میرسید ؟؟
و چقدر پائیز دارد این« بهارستان» ؟!
تهران .. و عابران عبوس ..
با چهره ای که انگار یخ به دندان میجوند ، تو را خیره میشوند ..
اینجا مردمان دندانهای خویش را میکشند تا گرسنگی توجیه شود !!
اصلا کجای تاریخ « سعدی» به « توپخانه» میرسید ؟!
و « کورش» * کی به عمرش از « پل رومی » عبور کرده بود ؟؟
تو در راه زنان را میبینی ، نشسته تا بشمارند تعداد موهایت را
و من راهزنان را به تعداد موهایت
با کنده ای که در ریه هایشان به آتش کشیده اند ...
تهران ،
در زیر کفشها عاقبت گم میشود ؛
ولی برایت هنوز پایتخت جهان است ...
سنگینی این شهر عاقبت زمین را از گردی میاندازد ... !!
* : نام سابق خیابان مرحوم « دکتر شریعتی »
ز.م 1 : Whats The GOOD in the Good Bye ?!
ز.م 2 : به شدت اصرار داره که بدونه چرا اینجوری شد !!
منم گفتم باشه حالا که دوست داری بهت میگم :
داشتم مدرس رو با 190 تا میومدم پائین که ....
- یه دفه چشاش گرد میشه و آب گلوشو قورت میده و میگه :
- Ok نمیخواد بیشتر بگی !!
نتیجه اخلاقی : وقتی میگم بخیال شو نمیخوام بگم ، حتما یه چیزی میدونم که میگم !! |