فنجان که شکست ؛
سر کشیدن " خالی " شایع شد !!
حالا دیگر باید روزهایتان را مسواک بزنید
و افکارتان را همراه با کتابهای مخصوص گروه سنی " الف "
با دیالکتیک مضحک " پائولو کوئیلو "
بر روی ساعت 12 ظهر کوک کنید !!
فلسفه ی پوسیده ی شرق ، هیچ چیز که نداشت ؛
به کار تحلیل خاله زنکانه ی فمنیست ها
و کدبانو های دماغ عمل کرده که می خورد !!
تا برنامه های " ITN " و " طپش " را با ذکاوت هر چه تمام تر تفسیر کنند
و ساعت دوازده نشده ؛
یادشان بیاید که به "شو شو جان " و " بوی فرندشان "
همزمان یک اس ام اس عاشقانه فوروارد کنند !!
یادش بخیر زمانی که دوست داشتم با گربۀ آوارۀ کوچه مان ازدواج کنم
آنقدر برایش کوتاه آمدم تا اینکه ناپدید شد !!
همیشه خاطراتم را آنچنان شیرین می کردم
که وقتی تو اوقاتم را تلخ کنی ، دلم برای خودم نسوزد ...
تمام کوهها را امتحان کردم
خورشید من ازپشت هیچ کوهی بیرون نیامد ..
از امشب دیگر به دنبال ماه می روم
و آنقدر نگاهش می کنم تا از رو برود !!
راستی تا به حال به این موضوع فکر کرده اید :
هنگامی که در چشم کسی خیره می شوید ،
به چشم راستش نگاه می کنید یا به چشم چپش؟
درود بر پینوکیو و قلب چوبینش
شکم گرسنه اش آخرین تکه مغزش را هم بلعید !!
یادم باشد این بار که نمایشگاه کتاب رفتم ؛
از " برگر تین " یک دوبل برگر بگیرم و به یادش بخورم !!
ز.م :
Als die Tasse zerbrach
Wurde das Schlurfen aus leeren Tassen
Ein brauch
|