از "هر کس" به "دیگری"
از "نزدیک تر" به " تر" !!
از " شما " به " تو "
و واقعه اتفاقی است
که می افتد و ثبت می شود در ذهن موقت ...
تا وقتی که افسوسی به نام نرسیدن در ذهن موقت ما باشد ؛
هیچگاه از شما به تو نخواهیم رسید ..
آنکه دوست دارد او در یادش بماند ، دوست دارد در یاد او بماند ...
حس می کنم که قلبم تازگی ها زیاد می بارد
مشکوک و خارج از اندازه !!
بدی باران این است که هیچوقت نم پس نمی دهد !!
و با آمدنش
دردهای محاوره ای ، جایشان را به تکلم می دهند
و تو به این می اندیشی
که مهمان شب نشینی رویاهایت پیش از این
نه اول شخص مفرد بوده و نه سوم شخص غایب
چهارم شخص اجباری بوده .. همیشه .. و بوده همیشه !!
میدانی ...
سکه های ما همیشه سه رو داشته اند .. و روی سوم زمانی است که به دو روی دیگر شک میکنیم
و به احتمال تبانی بین آن دو رو فکر می کنیم !!
شیر ؟؟ خط ؟؟ .. مگر می شود ؟ !
- حاج آقا !! مسئلتن !! شک بین شیر و خط باطله ؟!
افکار سانتی مانتالیستی همیشه مولد هیجان کاذب بوده اند
درست مثل ترامادول
ترامادول را هم سانتی مانتالیست ها ساخته اند !!
ولی وقتی که این سردرد لعنتی دوباره به اوج می رسد
تمام هیجان های سانتی مانتالیستی نوجوان وار
جایشان را به دگماتیسم خشک و جدی زندگی می دهند
از کاغذ و درخت تا منتها الیه فرضی حلزون !!
گفتگوی هفته !! :
هه هه هه !! این مایاکوفسکی هم جواد شد ؟؟
این لکاته ها و رجاله ها هم عجب علاقه ی عجیبی به اسم های زشت دارند !!
توی کتابفروشی ها ضایع ترین اسم نویسنده را پیدا می کنند
بعد آن را می خرند و برای یادگاری در کتابخانه می گذارند
چرا ؟؟ خوب معلوم است .. اسم نویسنده کلاس دارد !!
ز.م :
احمق !! این که کتاب آشپزیه تو خریدی !! |