راست می گفت تخت جای قشنگی برای خوابیدن نبود اصلن آنجا جای مناسبی برای دیدن خوابهای رویایی نبود آن هم وقتی توی هجوم سایه ی بلند کابوس هایی هستی ؛ که نمی دانی از کدام سگ دانی به سراغت آمده اند . حل المسائل عشق در مسجد ایا صوفیا دست نویسی از روایات مفقوده ی حلاج کاریزمای ایلیاتی مادمازل های نحیف از بیت الحم تا منارجنبان از بورلی هیلز تا تجریش یا در هر جا که به ناگهان کسی با عشق لیز می خورد .. همه را می شود با یک دروغ ساده به ناف عین القضات گره زد !! خیانت را خودم یاد نگرفتم که بکنم !! فقط کافی بود چشمهایمان را خوب باز کنیم کارل مارکس را توی گور بگذاریم ؛ ویتگنشتاین را یک کمیک استریپ ساده فرض کنیم ، به قبر نیچه و خیلی های دیگر بخندیم ، حافظ را باز کنیم * و با یک رژلب قرمز رنگ روی شیشه بنویسیم : " دوستت دارم / ساعتش مهم نیست "
* به رغم مدعیانی که منع عشق کنند / جمال جلوه ی تو حجت موجه ماست |