جومونگ همه قسمت ها Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
شنبه 22 دی ماه سال 1386

هر چیزی را با هر چیزی نباید قیاس کرد

به یکی گفتند شرع از عرش آمده ،

فکر کرد هر چیزی از سر و ته خودش آمده

رفت دو تا فرش خرید و انداخت توی خانه اش ؛

فکر کرد شرف هم از فرش آمده !!

آمده  ها !!  

از آن فرش خانه هم شرف می آید، شرفی که به درد همان صاحبش می خورد ...

 

 

" باران خلاف نیست "   کورش علیانی

سه شنبه 18 دی ماه سال 1386

شمردن بلد نیستم
دوست داشتن بلدم
و گاهی شده
یکی را دو بار دوست داشته باشم ؛
دو نفر را یک جا !!
چه کار می شود کرد؟
دوست داشتن بلدم
شمردن بلد نیستم ...

 

 

شعر اقوام آذری - برگردان  : رسول  یونان

 


دوشنبه 17 دی ماه سال 1386

شبی مثل امشب ...

جائی که سرنوشت ؛

در دوراهی بهشت

سیب تعارفم کرد !!

اینجا توالت عمومی کجاست ؟

کار خصوصی دارم !!

 

 

نوستالژی :  کودکی گم شده ...


دوشنبه 10 دی ماه سال 1386

باید خودم را برسانم

برسانم پشت دیوارهای دبستان پسرانه ی توحید

آنوقت به یاد خواهم آورد

کودکانی که دریا را دیده بودند ؛

" آب " را بزرگتر می نوشتند ...

 


شنبه 8 دی ماه سال 1386

پس بایسته است این سخن را ،

حاظران به غایبان و پدران به فرزندان تا برپائی رستاخیز برسانند .

( خطابه غدیر / بخش 6 )

 

پارسی  /   العربیة  / English   


پنجشنبه 6 دی ماه سال 1386

حالا چند زمستان می شود

که از روی خوش باد

دست می دهی

و هنوز باد کرده این همه برگ روی دستت !!

این همه دل زیر خشت می رود آخر ...

دست آخر

حکم دل که می کنم

همین سه چهار برگ هم که نباشد

جر می زنی که بُر نخورده هنوز !!

دست که به هم می خورد

خمیازه می کشی و فال می گیری :

بی بی کنار شاه در می آید 

یک ردیف خشت بین شان

دو دل می شوی آن سو ...

دو دل که می شوی انگار ؛

انگار که بُر نخورده هنوز ...

 

 


عناوین آخرین یادداشت ها
دی 1387
ش ی د س چ پ ج
  1 2 3 4 5 6
7 8 9 10 11 12 13
14 15 16 17 18 19 20
21 22 23 24 25 26 27
28 29 30        
آرشیو
موضوع بندی
عضویت کاربران بلاگ اسکای
نام کاربری

تعداد بازدیدکنندگان : 146440