ماورای طبیعت Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
شنبه 13 بهمن ماه سال 1386

داشتم آدرس دلی را می دادم

که هزار بار باخته بودم !!

و مثل کودکی که لای لجن های جوب

حقیقت را پیدا می کند ؛

عاشق شده بودم ...

آن روزها

بی بی هنوز سرباز پشت پستو را رو نکرده بود ...

- می توانستم طوری دیر کنم که ساعت هم مچم را نگیرد !! –

تمام پنجره ها سنگ را اعتراف کردند

ولی باز تو پشت پرده ماندی !!

نه پروانه مشت شمع را باز کرد

و نه باد از پرچم پرسید : کجا ؟

حال روزهایی که تقویم را برایم پس انداز می کنند ندارم

خسته ام .. این قطار به کجا می رود ؟

" آی برگر " من !!

من کجا ؟؟ .. تو کجا ؟؟

عناوین آخرین یادداشت ها
دی 1387
ش ی د س چ پ ج
  1 2 3 4 5 6
7 8 9 10 11 12 13
14 15 16 17 18 19 20
21 22 23 24 25 26 27
28 29 30        
آرشیو
موضوع بندی
عضویت کاربران بلاگ اسکای
نام کاربری

تعداد بازدیدکنندگان : 146483