چرا به یاد نمیآورم ؟ همیشه بودن، با هم بودن نیست گفتی از سایه روشن گریه هایت، دسته گلی بنفش برای علو خواهی آورد یکی از همین دو سه واژه را به یاد نمیآورم همیشه پیش از یکی، سفرهای دیگری در پی است چرا به یاد نمیآورم ؟ مرا از به یاد آوردن آسمان و ترانه ترساندهاند مرا از به یاد آوردن تو و تغزل تنهائی ترساندهاند گفتی برای بردن بوی پیراهنت بر خواهی گشت ...
محمدعلی بهمنی – عاشق شدن در دی ماه ، مردن به وقت شهریور
آسیب شناسی تقویمی : دو سال و هفت ماه و ده روز کابوس کفاره کدام گناه میتواند باشد ؟
|