جومونگ ۵ Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
چهارشنبه 13 آذر ماه سال 1387

عشق را

بدون بزک می‌خواستیم
دنیا را بدون تفنگ
روی دیوارهای سیاه
گل سرخ نقاشی کردیم
رهگذران به ما خندیدند
به ما خندیدند رهگذران
ما فقط نگاه کردیم
جاده‌ها
دور شهر گره خورده بودند
در شهر ماندیم و پوسیدیم و خواندیم:
" قطاری که نتواند ما را از این جا ببرد، قطار نیست"

   "من یک پسر بد بودم " - رسول یونان


پ.ن :

رسول یونان را دوست دارم . یکی از دوست داشتنی ترین کودکانی است که می‌شناسم !
اولین بار با خواندن کتاب "کنسرت در جهنم" او را کشف کردم
و این شعر که هنوز که هنوز است دلم را می‌لرزاند :

مانده‌ام چگونه تو را فراموش کنم
اگر تو را فراموش کنم
سالهایی را نیز که با تو بوده‌ام
فراموش کنم
دریا را فراموش کنم
و کافه‌های غروب را
باران را
اسبها و جاده‌ها را
باید دنیا را، زندگیم را و خودم را نیز فراموش کنم
تو با همه چیز درآمیخته‌ای

اگر تو نبودی من کاملن بیکار بودم
هیچ کاری در این دنیا ندارم
جز دوست‌داشتن تو ...


عناوین آخرین یادداشت ها
دی 1387
ش ی د س چ پ ج
  1 2 3 4 5 6
7 8 9 10 11 12 13
14 15 16 17 18 19 20
21 22 23 24 25 26 27
28 29 30        
آرشیو
موضوع بندی
عضویت کاربران بلاگ اسکای
نام کاربری

تعداد بازدیدکنندگان : 146500