دختران آریائی "فرمانیه" و "جردن" و ...
با لنزهای آبی و براق شان ؛
چطور میتوانند گور فرهنگ شان را
با بیل های " آوانگارد " و کلنگهای " پسا مدرن " حفر نکنند ؟!
آه .. ای " نیهیلیست " های سکسی ... !!
کاش مغزتان به مانند ران هایتان اینقدر بی ریخت و زمخت نبود
تا من می توانستم حرفهایتان را
مثل شورتهای نخی رنگارنگ که در ویترین مغازه های " TripleX " سنجاق شده اند ،
ببینم و کیفور شوم !!
به خودم می گویم :
اگر همه ی این نان خامه ای های پوک ، آریائی اند ؛
و " کروموزوم " های خوشگلشان همه زاغ و بور ؛
من ترجیح می دهم که یک " عرب " باشم
تا مجسمه ای گچی که در موزه ی " ارجی " های قبیله ای زمین ،
تظاهر به اصالت رگهایش می کند !!
- آره عزیزم .. تو خالصی !! درست عین " هیتلر " !! -
اینجا به درد همان دخترهای آریائی " فرمانیه " و " جردن " و ... می خورد !!
تا آسمان را با لنزهای آبی براق شان مثل ابری از توهم ببینند ؛
و خاک را جعبه ی کوچک همخوابه گی !!
من ترجیح می دهم یک " عرب " باشم
با موها و چشم های سیاه و لهجه ای کشدار مثل قیر
ولی سلامم همان سلام باشد
گر چه این روزها " درود " مد است ... !!
|